تبليغاتX
8671
مثل اینکه نمیشه هر چقدر هم بخواهم نمی تونم جلوی خودم بگیرم دارم می میرم شنیدید نه بهتر بگم دیدید چی شد ائتلاف دوم کلاس هم با تمام حمایت های اعضای قبلی (نمی دونم کدوماشون ) شکست خورد  ههههههههههههههههههههه نخند !!!!!!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط مسعود | 
این را از ورودی های ۸۶ برق دانشگاه تهران گرفتم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط حسین ت | 

اندر احوالات شیخ ما، مهندس بعد از این، میلاد محرابی کالی(حفظه الله بالمعیت الشجریان الی الیوم المحشر) آمده است که روزگاری از برای فراگیری علم عملی ، در ریخته گری دقیق ساری(حفظه الله لالمدیریت العامل و الصاحبه) وقت خود را تلف همی نمود.آنچه در تحت المقاله آمده است، احوالات شیخ از زبان خود اوست که از برای تحریر اندر وبگاه ۸۶۷۱ ، تنظیم گشته است. از باب شوخ مزاجی شیخ، برخی نقاط نغز و لطیف به شیرینی عسل 100% طبیعی! در متن این احوالنامه استفاده شده است، چنانست که باید فراست به خرج داده و اصل مطلب را فارغ از هرگونه حاشیه همی­چسبید. همانا به حاشیه رفتن از گناهان کبیره باشد و تاثیرات منفی آن بیشتر از کشیدن یک پاکت سیگار .... در روز همی باشد .

شیخ میلاد(حفظه الله بالمعیت الشجریان الی الیوم المحشر) از نخستین روز خود در مکان مذکور(که از برای عدم تبلیغات اقدام به ذکر دوباره نام آن همی­نشود) چنین تحریر نموده است:

 

ادامه دارد..........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط میلاد | 

به یاد کوروش

من میلاد..از این ساعت خیلی محمودانه! سررشته امور وبلاگ را بدست می گیرم...

از این به بعد متن هایی که با نام کامل من یعنی"میلاد محرابی کالی" نوشته شود تصمیم مدیر وبلاگ می باشد...مطالبی که قبل از این با این نام نوشته شده مربوط به مدیران قبلی میباشد....

مطالبی هم که با نام "میلاد" نوشته میشود نظر شخصی اینجانب می باشد و ربطی به مدیریت وبلاگ نداره .... لطفا خلط مطلب نفرمایید...

از تمامی دوستان خواستارم موارد زیر را رعایت کنند:

1. از نشر اکاذیب خودداری نمایید

2. از عوامل تفرقه و نفاق در 8671 جلوگیری کنید

3. از تهمت زدن و افترا به دیگران خودداری نمایید

4. از استراتژی چماق و هویج دوری گزینید

5. برای بالا بردن ارزش مادی و معنوی مواد و وبلاگ ترجیحا مطالب با ارزش افزوده(3% مالیات دار)بگذارید

6. مواظب باشید شست پاتون تو چشمتون نره

7. .....

درمورد ادامه موارد فوق شما هم نظر بدید!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط میلاد محرابی کالی | 
من قرار بود یک مطلب فوق العاده ... . بگذارم که حرف ها و صحبت هایی مانع شد این کار بکنم !

میخواهم اولش یه مقدمه ی کوچیک از انتخابات بیام همه به ما گفتند بیان رای بدین که دیگر دولت نهم دهم هم نباشه کلآ مردم ریختند رای دادند ولی مثل اینکه نهمی ها از سبز ها بیشتر بودن که ما هم نفهمیدیم  خوب حالا انتخابات پیش رو داریم که برای موادی ها در همون حد واندازه نباشه کمتر هم هست ولی باز هم مهمه پس اینک باید باز هم انجمن دست بچه هایی باشه که تو اون زحمت کشیدن و... و این درست نیست به بهونه هایی از قبیل نمیام نمی تونم  درس دارم و غیره بخواهیم مساله رو بپیچیم البته فکر هم نکنید زیاد مهم هستید نه فقط چون شما ها هستید مهم محسوب میشید  یعنی تو کلاس ما افراد بالای 14 در حد انگشتان دستند شاید هم کمتر یا بیشتر خدمت بعضی از دوستان که فکر میکنند که بچه ها با هاشون مورد یا مشکلی دارند باید عرض کنم دانته میگه اگه بیش از دو نفر با تو مشکل دارند علتش رو باید در خودت دنبال کنی!!!!!!

و بازم میگم که حضور یه وظیفه است نه یک واجب حالا می خواهید بیایید میخواهید هم نیایید !!!مشکلات خودتون با بعضی ها را هم به پای ما نیاندازید ما یکی با کسی مشکلی نداریم !!!!

هرچند من خیلی بد باشم یا خیلی هم مزخرف ولی این دلیل نمیشه مشکلاتتون را پای من وامثال من بیاندازید !!!!

من حتی اگه انجمن دست سعید (ترم چهاریه) اینها باشه برام فرق نمی کنه انجمن قبلی چیکار کرد که اینها نمی تونند؟؟؟؟

لابته انجمن قبلی یه آدم نه دوتا آدم داشت که اگه به من که هیچ به تمام بچس ما هم میگفتند این کار و بکنید با تمام وجود حاضر به انجام بودیم که من از طرف 8671 از آقای محرابی و آقای کریمی تشکر میکنم.


در آخر از تمام این همکلاسی ها که حداقل احترامی واسه بقیه ی همکلاسی هاشون قایلند می خواهم در این انتخابات حضور به هم برسونند وبرای چند وقت در فراموشی خاطرات سر کنند.

چرا باید بترسیم از کو چه ی تاریک قدم زدن                 ما مشکل داریم    ولی بازم شادیم از هر نظر.

سیا.کیا.بیا.نیا.کجا؟



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/14ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط میلاد محرابی کالی | 
با سلام خدمت دوستان گرامی.....

عجیبترینها یادتونه!........برای اینکه بدونم مورد توجه قرار گرفته یا نه ...یه سوال میپرسم:

مردم از چه چیز بیشتر از مرگ می ترسند؟!

اگه جواب درست بدین من دیگه ادامه نمیدم...ولی اگه جواب غلط بدین مجبورم بر حسب وظیفه عجیبترین ها رو ادامه بدم............... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط میلاد | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط | 
خوب مثل اینکه تابستون هم تموم داره میشه و کار ما تمومی نداره خوب شاید! ولی به خوبی وخوشی همه چی شروع شد و همه چی هم به همین خوبی هم تموم میشه فقط کافیه فکر کنیم جیزی نبوده نیست و نخواهد بود به این صورت همه هم به قول اسماعیل رستگار می شویم به خدا فراموش کردن گذشته چندان سخت نیست  می تونیم به یادبیاریم دقایقی را هم با هم خوب و خوش بودیم کسی هم با کسی مشکل نداره وروزهای باقی مونده هم مثل روزهای گذشته میروند و کسی هم سراغی از اونها نمی گیره کسی ده سال دیگه یادش نمیاد سهند مهر ۸۶ یه ورودی مزخرف ببخشید که رک میگم مزخرف کمه آشغال با شماره دانشجویی های ۸۶۷۱ داشته مطمئن باشید که من که نه همه ی ما ها بعد از این ۴ سال یادمون نمیاد که حاجیی بوده مسعودی آرشی هاشم شاعرمون و ناپلئون و یچس سروش  هیچ کدوم یادمون نمیاد و ترجیح میدهیم اگر یادمون هم بیاد به روی خودمون نیاریم و یادشون مثل آدامس جویده شده که مزه ی تلخی گرفته به زمین بیاندازیم و حتی پا روش نگذاریم که شاید مبادا به ته کفشمون یادی باقی بماند آره سلم آبادی مقیمی حشمتی همه درست میگند ولی من دلم می خواهد اگه اون ها هم من وهمکلاسی بدونند بعد این دو سال چهره هاشون رو هم یه خاطر من نباشد.

م.اسفید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/09ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط میلاد محرابی کالی | 
متن زیر از صفحه آخر روزنامه اعتماد ۱۵مرداد 1388 برداشت شده است...لطفا ادامه مطلب را بخوانید:

اين روزها در 10 سالگي فيلم «آژانس شيشه يي»، بحث اين اثر سينمايي، در مطبوعات مطرح است و گفته مي شود شايد حاتمي کيا بخواهد آژانس 2 را بسازد. من زحمتش را کم مي کنم و برايش فيلمنامه اش را همين جا مي نويسم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط میلاد | 

سلام .

گهگاه برای خنده هم که شده ( اشک  پنهانی ) به این وبلاگ سر میزنم تا نوشته ها و نانوشته های خودم و دوستانم ( به اسطلاح هم کلاسی) رو بخونم و بخندم.

ناراحت نشید ، دارم از یه حقیقت صحبت میکنم . مطمئنم همه شما اون شور و هیجان اول کار و خوب یادتونه اون تلاش ها او خیالات رو برای پیشرفت وبلاگ و کلا س و.....

ولی اینو نمیدونستیم که این وبلاگ برای 30 نفره و این 30 نفر فوقش تا 4 سال با هم باشند و نباید امید واهی داشت که این وبلاگ رو جهانی کنیم و روز به روز بر تعداد بازدید کنندگانش اضافه کنیم  . و وقتی متوجه شدیم که نمیشه هر کدوم به یه بهونه کنار بکشیم.

آقا نمیشه و نباید هم بشه ، اینو قبول کنید دیگه !!!

اینا رو برای اون دو سه نفری میگم که تو کارا بودن.

بگذریم . گذشته ها گذشته .......

همونطور که همه فهمیدند دانشگاه مهندسی جای این کارا نیست !!!! همونطور که همه الان میدونند!!! "ما باید درس بخونیم ".

خدا رو شکر همه به این نتیجه رسیدند پس دیگه اینکارا چه فایده ای داره .........

دوستی یعنی چه ، در حالی که بعد 4 سال همدیگرو فراموش میکنیم

 وبلاگ یعنی چه در حالی که ممکنه ساییه ای همدیگرو بعد 4 سال با تیر بزنیم (به خاطر زمینه ای شغلی مناسب تو فلانجا !!!!!)..

درس، درس، درس..........اینه زندگی !!! ازش لذت ببرید.

نمیدونم برای چی اینارو نوشتم و چرا نیمه کاره دارم ولش میکنم ، شاید بعدها کاملش کردم ولی ممنون که تا این جا همراهیمون کردید >!!!!!

دوستدار همه شما 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/02ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط میلاد محرابی کالی |